سلام

این کارو به این زودی ها نمی خواستم  تو داروک۳۳ بنویسم  چون ننوشته های زیادی دارم ولی یکی از دوستانم

که توی یه شهر دیگست و می خواست این شعر رو ببینه...

پیشاپیش از حظورتان تشکر می کنم

 

کمی استراحت کن-

 

می نشینم و رج میزنم

رجی از لاهیجان

باغستانها عطر مرا می گیرند

من عطر چای

و ایران بادامن پر چین و سینی و چند استکان لب پر

عطر سر انگشتان مرا

رج می زنم

اسب های ترکمن رم می کنند

ومن

ایران کوچکی می شوم روی اسب

کل می کشند-

...عروس کوچک ,پشت دار

رج می زنم

شانه میکوبم

کوهای کردستان جواب می دهند

می کوبم

می کوبند

عروس ,پشت دار

میان کوهها اسیر می شود

ایران کمی استراحت کن-